محمد مهريار
258
فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )
از اين جهت است كه در هريك از آنها قصرى وجود داشته است و با نام تجره و تجرك ( زرند ، فردوس ، همدان ، دماوند ) و تجرق ( مراغه ، ميانه ) و تجر ( گرگان ، مشهد ) و خود واژهء تجره در بيش از 15 محل در اطراف ايران « 1 » ديده مىشود اين كثرت و تعداد اسمگذارى به اين جهت است كه شاهزادگان و اشراف در اطراف كشور و در ديهها براى خود قصرى داشتند و محل بدان سبب به اين نام نامبردار شده است . تجره در پارسى باستان ، به معناى قصر زمستانى و تالار طولانى است كه به همين صورت در كتيبهء داريوش آمده است . كثرت نامگذارى با كوشك و جوسق و جوشق و جوشقان نيز علامت ديگرى از وجود اين كاخها در اطراف مملكت است ولى تجره خاصا قدمت محل را نشان مىدهد . ترق Tarq ترق كه معمولا به اشتباه آن را « طرق » ضبط كردهاند « 2 » و عجب آنكه بعضى آن را طرق ( جمع طريق ) تلفظ مىكنند و اين غلط فاحش است و من به خاطر دارم از اوايل شباب كه آن را ترق مىنوشتند و همان هم درست است ، و عجيب آنكه در تركيب آن به اسم دهستان آن را طرق هم مىخوانند و البته هم تلفظ و هم املا بىشك غلط است . نام صحيح اين واژه ترق ( به فتح اول و سكون ثانى ) است . ترق از ديههاى بزرگ دهستان ترقرود است و در سال 1375 جمعيت آن 611 نفر بوده و اين ناحيه در حال حاضر رو به ترقى و توسعه است ، چونكه در زمين اين ناحيه هرجا به دشت نزديك شويم امكان كندن چاههايى ژرف وجود دارد ، بنابراين شكوفايى اقتصادى ناحيه را آشكارا مىتوان پيشبينى كرد . دربارهء ناحيت نطنز ذيل نامواژهء نطنز توضيح كافى آمده است ، از اين جهت « 3 » دامن سخن را فراهم مىچينيم و به بحث از نام آن مىپردازيم . واژهشناسى : ترق معادل ترك واژهء قديمى است و نبايد آن را با « ترگ » با « كاف » فارسى اشتباه كرد . معمولا به هنگام تعريب گاه « كاف » فارسى به « ج » تبديل مىشود و « كاف » تازى
--> ( 1 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . زير نامواژهء تجره . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 95 . ( 3 ) - ن . ك . به : نامواژهء نطنز ، ابيانه ، و ساير مضافات آن در همين فرهنگ .